تاریخ خبر: // کد خبر: 122584 // // // // //


۱۷ آبان ، سالروز شهادت خلبان غفور جدی اردبیلی

گزارش زیر،یادنامه ای از یکی از دلاورترین خلبانان این مرز و بوم است که با وجود تمامی ناملایمت ها، همانند اسم خود(غفور)،پوشاننده بدی های روا داشته در حقش ، شد و با تعهدی مثال زدنی و تخصصی بیادماندی،در سالیان عمر خود،صادقانه به مردم،دین و وطنش خدمت نمود. در 17 آبان 97 (سالروز شهادت خلبان غفور جدی اردبیلی)، گزیده ای از زندگینامه این شهید خلبان را با هم می خوانیم.


۱۷ آبان ، سالروز شهادت خلبان غفور جدی اردبیلی

گزارش زیر،یادنامه ای از یکی از دلاورترین خلبانان این مرز و بوم است که با وجود تمامی ناملایمت ها، همانند اسم خود(غفور)،پوشاننده بدی های روا داشته در حقش ، شد و با تعهدی مثال زدنی و تخصصی بیادماندی،در سالیان عمر خود،صادقانه به مردم،دین و وطنش خدمت نمود. در 17 آبان 97 (سالروز شهادت خلبان غفور جدی اردبیلی)، گزیده ای از زندگینامه این شهید خلبان را با هم می خوانیم.

*** غفور جدی که بود(از غفور بیشتر بدانیم):

غفور جدی اردبیلی(1324- 1359/ 35 سال زندگی )، متولد ۱۳۲۴ شهر اردبیل و فرزند سوم خانواده حاج مظفر بود(رحیم و شکور  دو پسر اول حاج مظفر بودند) . او دوره ابتدائی را در محله قاسمیّه، دبستان سیزده آبان شروع کرد . نمرات عالی وی از همان ابتدا ، حکایت از موفقیت های آتی او داشت. وی دوره راهنمایی را هم با معدل عالی به اتمام رساند. تمکن مالی پدر باعث شد که جهت تحصیل فرزندانش خانه‌ای در تهران فراهم کند تا بچّه‌ها با فراغ بال بتوانند به تحصیل بپردازند. او در دبیرستان غیرانتفاعی هرندی تهران شروع به تحصیل کرد و همچنان با نمرات عالی پله‌های ترقی را طی می‌کرد. جوان روشنفکر و پرشور و علاقه‌مند به ورزش بود و در فراغت به مطالعه می‌پرداخت. از آنجائی که برادرش رحیم علاقه‌مند به ورزش کشتی بود، غفور نیز برای مدتی در این رشته فعالیت می‌کرد. از جمله دوستان صمیمی وی خسرو حسینی و خلبان ذاکر بودند که با وی رابطه صمیمانه‌ای داشتند و بیشتر اوقات با خلبان ذاکر همنشین بود. بعد از اتمام دبیرستان ،در دانشکده نیروی هوایی همانا مشغول به تحصیل شد.

 

 

وی در سال 1346 (22 سالگی) برای طی دوره مقدماتی خلبانی وارد نیروی هوایی شد و به سرعت شروع به یادگیری فنون و زبان انگلیسی کرد . دوره ای که دوسال به طول انجامید و در این مدت او در فرودگاه قلعه مرغی، پرواز با هواپیماهای تک موتور را تجربه کرد .

غفور در سال 1348 به همراه دومین گروه دانشجویان اعزامی به آمریکا،برای آموزش دوره تکمیلی خلبانی در دانشگاه هاروارد به آن کشور سفر کرد. شواهد نشان از درخشش غفور در آن کشور دارد، به شکلی که بعد از حدود دو سال و در اوایل سال 1350 که آموزش‌های او در حال اتمام بود، همگان را حیرت زده کرد. در روز نیروی هوایی آمریکا، در حضور زبده ترین خلبانان جهان در نیویورک، داوطلبانه جهت عملیات در خطرناکترین مانور هوایی جهان، با نام: چهارراه مرگ، به نمایندگی از ایران اعلام آمادگی کرد. برج مراقبت به دلیل جوانی او، خطرناک بودن این عملیات را اعلام نمود.اما تجربه و دانش وی در سطوح مختلف آموزشی در آمریکا، موفق بودن عملیات را در حضور نمایندگان مختلف دنیا تضمین می‌نمود. پس از اجرای موفقیت آمیز عملیات، تماشاگران به احترام او از جای خود بلند می شوند و این خلبان ورزیده را به شدت تشویق کردند.

بعد از این ماجرا بود که نیروی هوایی آمریکا نمی‌خواست خلبان ماهری مثل غفور جدی را از دست بدهد به همین دلیل دست به کار شد و طی مکاتباتی با نیروی هوایی ایران موافقت آن ها را برای جذب و بکارگیری غفور جدی در نیروی هوایی آمریکا جلب کرد.همزمان با تماس های برقرار شده با ایران برای جذب غفور، رابطین نیروی هوایی آمریکا تماس هایی را با خانواده غفور و جلب رضایت آنها جهت اقامت غفور در آمریکا داشتند. جالب اینجاست که پدر وی در پاسخ به آمریکایی‌ها گفت: من فرزندم را برای میهنم پرورش داده‌ام.

غفور در سال ۱۳۵۱(25 سالگی) با خانم مرین نامیور (دختر یکی از خانوادهای سرشناس و سناتور آمریکایی) ازدواج کرد و پس از ازدواج، به ایران باز گشته و در تالار باشگاهی نیروی هوایی تهران آغاز زندگی مشترک خود را با همسرش جشن گرفت .

غفور جدی اردبیلی

 

*** ازدواج غفور و بازگشت خانواده به ایران:

ازدواج غفور، باعث ماندن وی در آمریکا نشد. وی به ایران مراجعه نموده و خودش را به فرماندهی پایگاه یکم شکاری تهران معرفی کرد . بدلیل اخذ نمره ممتاز گواهینامه خلبانی ، مختار بود که هواپیمای مورد تمایل خود جهت پرواز را انتخاب کند و غفور ،هواپیمای اف 4 را انتخاب کرد. بدلیل استقرار پایگاه اف 4 های کشور در تهران و شیراز، وی به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل شد و پرواز های آموزشی، آزمایشی و تاکتیکی خود را با هواپیمای اف 4 در گردان 71 تاکتیکی شیراز( مسئولیت گردان تاکیکی  در آن زمان بر عهده سرتیپ خلبان شهید جواد فکوری بود)، آغاز نمود.

 

غفور جدی اردبیلی

 

 

*** اولین آزمون صیانت از بیت المال و اثبات تعهدکاری :

بیست سوم اردیبهشت سال 1352 ستوان‌یکم غفور جدی ، خود را برای یک پرواز آزمایشی آماده می‌کرد. وی به محض بستن چرخ‌ها ، متوجه تکان‌های خفیفی در هواپیما می‌شود . در ابتدا تصور می‌کند این تکان ها به خاطر گردابه‌های به جای مانده از عبور جنگنده‌های جلویی باشد. بر همین اصل به آن توجهی نمی کند . اما به محض خارج کردن هواپیما از حالت پس سوز ، نه تنها لرزش‌ها کم نمی‌شود بلکه بر شدت آن نیز افزوده می‌شود. در کمتر از یک دقیقه همه چراغ های قرمز رنگ کابین خلبان شروع به چشمک زدن می‌کند ، در حالی که در آن لحظه خود غفور نیز نمی دانست هواپیما چه ایرادی پیدا کرده و کدام سامانه دچار مشکل شده است.

در همین اثنا هواپیما تکان شدیدی می‌خورد و با زاویه زیاد شروع به اوج‌گیری می‌نماید. ستوان جدی سعی می‌کند به هر شکل ممکن هواپیما را از این حالت خارج نماید. غفور هرچقدر تلاش می‌کند اهرم هدایت هواپیما را به جلو فشار دهد موفق نمی‌شود در همین کش و قوس موتور جنگنده دچار واماندگی می‌شود و هواپیما به شدت شروع به کم کردن ارتفاع می‌نماید. ستوان جدی بی درنگ با هماهنگی خلبان کابین عقب اهرم خروج اضطراری را فعال می‌کند و خلبان کابین عقب موفق به خروج اضطراری از هواپیما می‌شود و با کمک چتر نجات سالم به زمین می‌رسد ولی قهرمان اردبیلی قصد خروج از هواپیما را ندارد.

غفور مصمم است به هرشکل ممکن هواپیما را نجات بدهد. تلاش او نتیجه می‌دهد و سرانجام موفق می‌شود جنگنده سرکش را در اختیار بگیرد. بلافاصله به سمت پایگاه گردش کرد که ناگهان هواپیما دوباره شروع به تکان خوردن می‌کند ولی این بار هم وی موفق می‌شود جنگنده را در اختیار بگیرد و آن را روی باند پروازی به زمین بنشاند. شهامت و رشادت مثال زدنی که ستوان جدی در این پرواز برای نجات یک هواپیمای چند میلیون دلاری به خرج می‌دهد او را مفتخر به دریافت یک درجه ترفیع می‌نماید.

غفور جدی در مراسم تشویق خود عامل موفقیتش را یاد خدا، حفظ خون‌سردی و اجرای دقیق دستورالعمل‌های پروازی عنوان می‌کند. نیروی هوایی به پاس این شجاعت، خلبان خود او را به مرخصی سه ماهه تشویقی به آمریکا می‌فرستد.

غفور جدی اردبیلی

*** اعزام مجدد به آمریکا و ارتقای حرفه ای : 

غفور بعد از رسیدن به آمریکا و بجای استراحت و تفریح ، تصمیم می گیرد گواهینامه خلبانی با هواپیمای مسافربری را اخذ نماید. در این مهم نیز موفق شده و گواهینامه پرواز با هواپیمای مسافربری بوئینگ 747 را در آمریکا اخذ می کند.

پس از بازگشت از آمریکا ، ستوان غفور جدی به پایگاه همدان منتقل می‌شود و تا شهریور ماه سال 1355 به خدمت خود در این پایگاه ادامه می‌دهد. در شهریور 1355،  نیروی هوایی کشور نام او را برای طی دوره امنیت پرواز در لیست اعزامی به آمریکا قرار داده و ستوان جدی ، در آذر ماه سال 1355 برای بار سوم به آمریکا می‌رود. غفور این دوره را نیز با موفقیت کامل پشت سر می گذارد و در مرداد ماه سال 1356 به ایران باز می‌گردد. پس از بازگشت ستوان جدی از آمریکا او به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل می‌شود که این آخرین پایگاهی بود که این خلبان دلاور در آن خدمت می‌کرد.

*** ادامه فعالیت در پایگاه بوشهر در بعد از انقلاب :

پس از پیروزی انقلاب، غفور در پایگاه بوشهر به عنوان استاد خلبان و معلم هواپیمای اف 4 ،ادامه فعالیت داده و همه چیز طبق روال عادی پیش می‌رفت . غفور بدلیل تعهدات بالای کاری، بعنوان فرمانده بازرسی و امنیت پرواز پایگاه در حال انجام وظیفه بود. همسر و فرزندان وی(پوریا و پرهام)، نیز در پایگاه نزد وی بودند(در حال حاضر پوریا جدی خلبان بوده و در آمریکا حضور دارد. پرهام جدی نیز دکتری روانشناسی خود را اخذ نموده و ساکن ایالات متحده آمریکاست).

غفور جدی اردبیلی

بررسی اطلاعات کتاب ثبت پروازی شهید جدی در قبل از جنگ، نشان دهنده سوابق پرواز با سرهنگ جواد فکوری (بعنوان فرمانده گردان ۷۱ شکاری، کابین جلو) امیر سرتیپ دوم فرج‌الله براتپور(در آن زمان سروان، هم کابین عقب و هم کابین جلو)، سرتیپ خلبان علیرضا یاسینی (… در آن زمان ستوان دوم) و بسیاری دیگر از مردان بزرگ این حوزه است.

*** اخراج شهید از نیروی هوایی به بهانه داشتن همسر آمریکایی : 

با توجه به شرایط انقلاب ، روحیات شدید امریکا ستیزی و ترس از احتمال حضور نیروهای نفوذی در کشور،همچنین شرایط خاص خلبان جدی( همسر آمریکایی، خانواده همسر از سناتورهای آمریکا و رفت و آمد مکرر به ایالات متحده آمریکا)وی مورد بی مهری واقع شده و در مظان اتهام قرار می گیرد. فعالیت عناصر فرصت طلب و برخی از حسادات های بین فردی نیز به این اتهامات دامن زده به حدی که، درخواست پاکسازی و خروج وی از نیروی ارتش می گردد(نام شهید جدی در لیست خلبانانی قرار می گیرد که باید از نیروی هوایی تسویه حساب کنند).

غفور با دلی رنجور شروع به تسویه از نیروی هوایی نموده و در مراحل نهایی تسویه حساب بود که عراق از زمین و هوا به ایران حمله ور شد. در روز سوم حمله صدام به ایران، خود را به درب پایگاه رساند. او را به درون پایگاه راه ندادند. فریاد زد: من با پول و سرمایه این آب و خاک خلبان شده ام و اکنون به من نیاز است همسر و خانواده ام را گرو یک F-4 می گذارم.

*** درجه های غفور را باز پس می دهند : 

با وجود تمام ناملایمت های پیش آمده و با توجه به شروع جنگ تحمیلی ، غفور تصمیم گرفت به صورت داوطلبانه به نیروی هوایی بازگردد ،در حالی که تعدادی از آشنایان او را تشویق به ترک ایران نمودند. غفور در جواب آنها گفت: این همه هزینه در زمان صلح برای تفریح ما خرج نشده، ما برای چنین روزهایی آموزش دیده‌ایم.
ستوان جدی به دفتر فرماندهی وقت پایگاه مرحوم سرتیپ خلبان “مهدی دادپی” می‌رود و می‌گوید: اکنون زمان آن رسیده که جوابگوی خرجی باشم که برای من شده است. می‌خواهم بجنگم برایم مهم نیست چه اتفاقی افتاده و یا قرار است بیافتد. دینی به مملکتم دارم که باید آن را ادا نمایم. درجه‌هایم را هم نمی‌خواهم فقط می‌خواهم بجنگم نمی‌توانم دوستانم را تنها بگذارم . مرحوم دادپی ،درخواست غفور را می‌پذیرد و با فرماندهی وقت نیرو ی هوایی، شهید سرتیپ خلبان جواد فکوری تماس می‌گیرد و ایشان ضمن موافقت با درخواست غفور دستور می‌دهند درجه‌های او نیز بازگردانده شود.

غفور شادمان از دستور فرماندهی و خشمگین از دشمن بعثی، پای در رکاب نبرد می‌گذارد و در مدت 45 روز ابتدایی جنگ 80 پرواز عملیاتی انجام می‌دهد. سرهنگ غفور جدی در تمام این مدت 45 روز ، قبل از انجام هر پرواز، از خانواده حلالیت می‌طلبد، گویا او خود را برای شهادت آماده کرده بود.

*** دو راهی دیدار مادر یا انجام وظیفه برای کشور : 

آبان ماه( 1359)به نیمه رسیده و مادر از دوری فرزند بی تاب است ولی غفور در آن شرایط حساس نمی تواند پایگاه را برای مدت طولانی ترک نماید .بالاخره قرار می شود مادر از اردبیل به تهران بیاید و غفور نیز به تهران سفر کند تا دیدارها تازه شود. برگه مرخصی غفور برای روز هفدهم آبان ماه (سال 1359) صادر می‌شود و غفور شادمان و بی‌تاب برای دیدار مادر، شب هنگام وسایل سفر را مهیا می‌کند. صبح روز هفدهم نام سرهنگ در برد پروازی قرار دارد. غفور دو پرواز عملیاتی را انجام می دهد و سپس از دوستان به قصد سفر به تهران خداحافظی می کند ولی در همین هنگام ،سومین ماموریت برون مرزی به او ابلاغ می‌شود.

غفور جدی اردبیلی

حصر آبادان در حال تکمیل شدن است و هر آن احتمال دارد آبادان سقوط کند. نیروهای دشمن در نزدیکی بصره مستقر هستند و از همان محور قصد عبور از مرزهای ایران را دارند. قلب سرهنگ فشرده می شود. بر سر آبادان چه خواهد آمد؟ الان وقت سفر نیست بهتر است بعد از این پرواز به تهران بروم پرسنل فنی بی درنگ دو فروند فانتوم مسلح را آماده پرواز می‌کنند. غفور به سمت آشیانه می‌رود و پا در پلکان هواپیما می‌گذارد ولی انگار چیزی را فراموش کرده است. برمی گردد و به طرف سربازی می‌رود که جلوی آشیانه ایستاده است. او را در آغوش می‌کشد و از او حلالیت می‌طلبد و ساعت و گردنبند الله خود را که هیچ گاه از خود جدا نمی‌کرد به سرباز هدیه می‌کند. گویی به او الهام شده بود که دیگر باز نمی‌گردد با چشم هایش همه را دنبال می‌کند و به نوعی با همه خداحافظی می‌کند و از پلکان بالا می رود.

غفور جدی اردبیلی

*** پرواز ابدی در سومین ماموریت انجام شده در روز 17 آبان 1359:

سومین پرواز سرهنگ در روز 17 آبان 1359 در پیش است. دو فروند فانتوم مسلح یکی به خلبانی سرهنگ “اصغر سفیدموی آذر” و کمک ستوان “اعظمی” و دیگری به خلبانی سرهنگ غفور جدی و کمک ستوان “خلجی” روی باند قرار می‌گیرند. جنگنده ها با کم کردن ارتفاع از جنوب خرمشهر و سمت چپ فاو وارد خاک عراق می شوند و سمت بصره را در پیش می گیرند ولی در طول مسیر هیچ نیروی مشاهده نمی‌شود. جنگنده‌ها با رسیدن به بصره با گردش به سمت راست به سمت مرزهای ایران گردش می‌کنند. در همین اثنا غفور متوجه یک نخلستان در نزدیکی بصره می‌شود که تعدادی پدافند در میان آن استتار شده است.

با دقت بیشتر خلبانان متوجه حدود 40 فروند تانک می‌شوند که کاملا استتار شده و لوله های آن طوری استتار شده که به نظر دودکش خانه روستایی به نظر می‌رسد. هواپیمای شماره یک خلبان سفیدمو روی رادیو اعلام می‌کند که شما از من فاصله بگیرد اول من بمباران می‌کنم سپس شما حمله‌ور شوید. شماره یک بمب های خود را روی هدف رها می‌کند . اینک نوبت غفور است . سرهنگ با شیرجه روی هدف با دقت فراوان بمب هایش را رها می‌کند.
دود غلیظ ناشی از سوختن تانک‌های دشمن فضا را پر کرده بود. ناگهان هواپیما تکان شدیدی می‌خورد و ثانیه هایی بعد با یک تکان شدید دیگر به بالا پرتاب می‌شود. خلبان کابین عقب متوجه نشان دهنده دور موتور سمت راست می‌شود که عقربه آن به صفر می رسد و موتور سمت راست از کار می‌افتد. چراغ های قرمز چشمک زن همراه با بوق‌های ممتد نشان از وضعیت وخیم جنگنده می داد. غفور همچنان ساکت و مصمم به سمت مرز پرواز می‌کرد. او مصمم بود به هر شکل ممکن از مرز عبور نماید. بعد از گذشتن جنگنده از بهمنشیر وارد مرزهای ایران می‌شوند که غفور روی رادیو اعلام می‌کند که هواپیمایش مورد اصابت موشک قرار گرفته و یکی از موتورها از کار افتاده، هیدرولیک هواپیما هم دیگر جواب نمی‌دهد، با این شرایط به پایگاه نمی‌رسیم و باید هواپیما را ترک کنیم.

سرعت هواپیما زیاد و ارتفاع آن کم بود. در این شرایط امکان اجکت وجود نداشت. سرهنگ جدی با خلبان کابین عقب صحبت می‌کند که آماده باش ارتفاع می‌گیریم و سپس بیرون می‌پریم. غفور هواپیما را به ارتفاع 3000 پایی می‌رساند اکنون 50 کیلومتر از مرز فاصله دارند. ناگهان هواپیما از کنترل غفور خارج می‌شود و شروع به کم کردن ارتفاع می‌نماید. سرهنگ به خلبان کابین عقب می‌گوید آماده اجکت باش و سپس ضامن را می‌کشد و هر دو خلبان در حدود کیلومتر 7 جاده ماهشهر – آبادان از هواپیما خارج می شوند.غفور جدی اردبیلی

ستوان خلجی به سلامت به زمین می‌رسد ولی از ناحیه گردن و دست زخمی می‌شود و به دنبال غفور می‌گردد. از دور دودی را مشاهده می‌کند که نمایانگر محل سقوط هواپیماست. کمی که جلوتر می‌رود چتر سرهنگ غفور جدی را می‌بیند. بدن ستوان یخ می‌زند. چند متر آن طرف‌تر غفور را می‌بیند. وای خدای من صندلیش جدا نشده است و کمربندهایش هنوز بسته است.

در نگاه اول خلجی فکر می‌کنم غفور بی‌هوش شده. صدایش می‌زند غفور غفور. همزمان با دست به صورت غفور می‌زند. نبضش را می‌گیرد ولی قلب غفور از تپیدن ایستاده است. غفور نفس نمی‌کشد. ستوان ناگهان متوجه سینه غفور می‌شود که بالا آمده مچ پایش هم در اثر برخورد با زمین شکسته است. بی اختیار به زمین می‌افتد غفور بال کشیده بود و پرواز دیگری را آغاز نموده بود.

منطقه خیلی ناامن بود و ستوان باید منطقه را ترک می‌کرد ولی با پیکر غفور باید چه کار می‌کرد. نمی‌توانست او را همان جا رها کند. در همین افکار بود که متوجه دو ماشین جیپ شده که به طرف آنها می‌آمدند پیش خود تصور نمود که شاید عراقی باشند کلت کمری را برداشت تا با آنها مبارزه کند ولی هیچ پناه‌گاهی وجود نداشت او داخل یک بیابان مسطح سقوط کرده بود.

ماشین ها در 500 متری خلجی ایستادند و نفراتی از آن پیاده شدند و اسلحه‌های‌شان را به طرف او گرفتند. کمی جلوتر رفت که یکی از آنها به فارسی گفت جلو نیا! خوشحال از این که آنها ایرانی هستند فریاد زد من هم ایرانی هستم و به طرف آنها دوید که ناگهان یکی از آنها تیر هوایی شلیک کرد و گفت : بخواب روی زمین.

ستوان کارت خود را از جیبش بیرون آورد و گفت من خلبان ایرانی هستم دوستم هم شهید شده است نفرات جلو آمدند و او را در آغوش کشیدند و همگی کنار غفور نشستند و فاتحه‌ای برای او تلاوت کردند.

 

 

 

شهید سرتیپ خلبان غفور جدی هفدهم آبان سال 1359 به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک شهید سرتیپ خلبان غفور جدی از بوشهر به تهران و از آنجا با یک فروند هواپیمای سی 130 به پایگاه دوم  شکاری تبریز منتقل شد . تشییع جنازه بسیار با شکوهی که مقارن با ایام عزاداری حسینی بود، با حضور اهالی اردبیل برای جدی برگزار گردید و به مدت یک هفته در شهر عزای عمومی اعلام شد و از آن تاریخ، آغاز حرکت دسته‌های عزاداری شهر از مقابل منزل پدر جدی به رسمی ماندگار بدل گردید. شهید بنا بر وصیت خودش، در گلزار شهدای قاسمیه اردبیل،بخاک سپرده شد. پدر جدی هنگام تدفین او گفت: امانتی بود دست ما که خداوند آن را پس گرفت. نکته جالب اینکه ، در قسمتی از وصیت شهید جدی نوشته شده بود: ” دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد “.

*** مقام و جایگاه شهید، بعد از شهادت مشخص شد:

بعد از شهادت شهید جدی، امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی(ره) و سرتیپ ستاد ولی‌الله فلاحی جانشین وقت ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، به خط خود و در لوح‌های جداگانه‌ای به خانواده اش تسلیت گفتند. همچنین از سوی فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش (شهید سرتیپ خلبان جواد فکوری) از خانواده شهید جدی دعوت گردید تا در مراسمی که برای بزرگداشت او در تهران برگزار شد، شرکت نمایند.

 

 

*** تقدیر از حماسه سازی های جدی( از نامگذاری خیابان تا نصب تندیس) : 

بعد از شهادت شهید جدی،تقدیرها ، بزرگداشت ها و یادواره های زیادی برای آن شهید والا مقام در شهرهای مختلف، برگزار شد(نظیر تجلیل از خلبانان عملیات کمان99 ، نامگذاری خیابان در تهران و اردبیل، نصب تندیس،برگزاری مسابقات و غیره).

– به مناسبت سالگرد عملیات کمان ۹۹، در ۳ مهرماه ۱۳۸۸ با حضور جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش، امیر برخور، از خلبانان بلند مرتبه ارتش که در آن عملیات شرکت کرده و شهید شده بودند تجلیل به عمل آورده شد. در این مراسم از شهیدان سرلشکر خلبان سید علی اقبالی، اصغر هاشمیان، غفور جدی اردبیلی،خدابخش عشقی پور، علیرضا یاسینی، غلامعلی خسته نیکو، صمد نقد، فریدون ذوالفقار، محمد دانشوری تجلیل و به خلبانان سرتیپ امینی، جلیلی، محمود اسکندری، عطا بازرگانی، علی رضاپور و ضرابی ، لوح تقدیر داده شد.

– جهت ارج نهادن به خدمات و رشادت های شهید جدی ، یکی از بهترین خیابان های شهر اردبیل به نام او نامگذاری شد. همچنین به افتخار حماسه آفرینی های شهید غفور جدی اردبیلی در مراسمی از سوی شورای شهر تهران در منطقه ۲۲ تهران، خیابانی به نام سرلشکر خلبان غفور جدی اردبیلی در شهر تهران، نامگذاری گردید.

– با حضور امیر سرتیپ چیت فروش در شهرداری اردبیل نصب تندیس خلبان غفور جدی برنامه ریزی شد(1391) . تندیس شهید خلبان غفور جدی اردبیلی در مهرماه 1392، در ورودی شهر اردبیل( میدان بعثت) و با حضور مادر شهید نصب گردید( مادر شهید خلبان غفور جدی اردبیلی نیز در 11بهمن 1395 دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست). در مراسم رونمایی از تندیس امیر سرلشکر خلبان غفور جدی اردبیلی، استاندار اردبیل، امیر سرتیپ برخور، جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش، چند تن از امیران و پیشکسوتان نیروی هوایی از همرزمان و دوستان شهید جدی، خانواده شهید جدی و همسر شهید خلبان عباس بابایی و نیز مدیران و مسئولین استانی و شهرستانی، فرماندهان انتظامی و نظامی و جمع کثیری از مردم ولایی اردبیل حضور داشتند.

 

 

– اولین دوره مسابقات رباتیک کشوری(1395)، یادواره سرلشکر خلبان شهید غفور جدی اردبیل، در اردبیل برگزار شد.این مسابقات به همت انجمن رباتیک اردبیل و با همکاری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان در لیگ‌های ربات‌های کارگاهی ساده، ویژه و حرفه‌ای، ربات‌های جنگجوی سبک وزن، عمود پرواز، مین‌یاب و ربات‌های نمایشی در محل ورزشگاه تختی و سالن شهید ایرج آسمانی برگزار شد . نکته جالب توجه در این دوره مسابقات، حضور خانواده گرانقدر شهید غفور جدی در مراسم اختتامیه و نصب تمثال مبارک شهید در سالن برگزاری مسابقات توسط اداره کل حفظ آثار استان بود.

روحش شاد

اختصاصی سایت ایرلاین پرس

برخی از منابع مورد استفاده:

همشهری آنلاین

خبرگزاری فارس- استان اردبیل

مشرق

ویکیپدیا

پایگاه اطلاع رسانی ارتش

خبرگزاری دفاع مقدس

راسخون

به نظر من !!!
برچسب های خبر: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

آخرین اخبار

پربازدید


آتا


آسمان


اترک


ايرتور

پويا


تابان


زاگرس


سپهران


ساها


قشم


کاسپين


کيش


ماهان


معراج


نفت


هما

ایران ایر تور

آرشیو

آتا

آرشیو

آسمان

آرشیو

اترک

آرشیو

نفت

آرشیو

تابان

آرشیو

زاگرس

آرشیو

ساها، سپهران

آرشیو

قشم

آرشیو

کاسپین

آرشیو

کیش ایر

آرشیو

ماهان

آرشیو

معراج

آرشیو

هما

آرشیو

سایر ایرلاین ها

آرشیو

ایرلاین های خارجی

آرشیو