پایگاه خبری-تحلیلی ایرلاین پرس | غیبت ایرلاین‌های ایرانی در عرصه رقابت برندها

تاریخ خبر: // کد خبر: 195131 // // // // //


غیبت ایرلاین‌های ایرانی در عرصه رقابت برندها

در عصری زندگی می‌کنیم که برای کسب موفقیت و دوری از شکست، باید با تغییر در معیارها، از همه ظرفیت‌مان بهره ببریم. اگر به برند به‌عنوان دارایی یک شرکت نگاه کنیم، برای پیشرفت آن به طیف وسیعی از ایده‌های ناب نیاز داریم. برندسازی در واقع نوعی رویکرد یا اعتقاد است که از مدیران ارشد آغاز می‌شود و به تمام کارکنان شرکت تسری می‌یابد و همگان خود را ملزم می‌دانند همراستا با اصول آن رفتار کنند.


غیبت ایرلاین‌های ایرانی در عرصه رقابت برندها

در عصری زندگی می‌کنیم که برای کسب موفقیت و دوری از شکست، باید با تغییر در معیارها، از همه ظرفیت‌مان بهره ببریم. اگر به برند به‌عنوان دارایی یک شرکت نگاه کنیم، برای پیشرفت آن به طیف وسیعی از ایده‌های ناب نیاز داریم. برندسازی در واقع نوعی رویکرد یا اعتقاد است که از مدیران ارشد آغاز می‌شود و به تمام کارکنان شرکت تسری می‌یابد و همگان خود را ملزم می‌دانند همراستا با اصول آن رفتار کنند.
برای صنعت هوایی ایران، برندینگ مفهومی ناآشنا است و متاسفانه اکنون هیچ یک از ایرلاین‌های ما در کشور، منطقه یا فضای بین‌الملل، برند نیستند چراکه درحال‌حاضر این صنعت، حصار محکمی دور خود کشیده و تلاشی نیز برای بهبود روابط مسافران و ایرلاین‌ها نمی‌شود.
در مقابل، برندهای موفق این صنعت، برقراری ارتباط مسقیم، دائم و دوسویه با مشتریان را سرلوحه کار خود قرار داده‌اند و روابط یکطرفه با مخاطب و خبررسانی کلیشه‌ای مدت‌هاست از نظر آن ها منسوخ شده است. این شرکت‌ها می‌دانند که یک مشتری می‌تواند در تمام طول عمر خود به یک برند وفادار بماند. همچنین از این واقعیت آگاهند که حفظ مشتریان پیشین در مقابل جذب مخاطبان جدید، نیازمند هزینه بازاریابی کمتری است و نرخ سود و بازگشت سرمایه‌گذاری اولیه بالاتری نیز دارد.
برند یک شرکت هواپیمایی، لوگو جذاب، تعداد ناوگان، تعدد ساختمان‌های اداری یا دفاتر فروش و مسیرهای پروازی جذاب بین‌المللی نیست، بلکه اعتمادی است که مسافران به آن شرکت دارند. برندینگ در صنعت هوایی ایران یعنی پاسخ قاطع و مشخص مخاطبان به این پرسش که «وقتی برای سفر هوایی برنامه‌ریزی می‌کنید، نام کدام ایرلاین کشور به ذهنتان می‌‌رسد؟»
برندسازی یا توسعه برند به هفت ابزار قوی نیاز دارد که عبارتند از روابط عمومی قوی، به‌روز و کارآمد، تبلیغات قوی و استفاده درست از رسانه‌ها، بازاریابی تخصصی، بهبود مستمر در بسته‌بندی محصولات یا شیوه ارائه خدمات، رویدادسازی و بهره‌برداری موثر از رخدادهای ملی و بین‌المللی، حامی‌گری (اسپانسرشیپ) و خدمات متمایز در فروش و پس از فروش.
اگر ارتقای برند را هدف قرار داده و شیوه ‌بکارگیری این هفت ابزار را در ایرلاین‌های کشور بررسی کنیم، می‌بینیم که برخلاف اصول اولیه، هدف در اختیار وسیله قرار گرفته و از ابزاری با کاربرد مشخص، در جای غیرمناسب استفاده می‌شود. یعنی برندینگ سازمانی در اختیار روابط عمومی‌هاست و روابط عمومی در زمینه تبلیغات، رویدادسازی و بهره‌وری از رخدادها و نیز اسپانسرینگ، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌کند.
نتیجه این جابه‌جایی وسیله و هدف در کنار کاربرد نادرست از ابزار، ناگفته پیداست و می‌توان برای مثال، به استفاده از ابزارهای قوی برندینگ برای یک برند ملی ۷۵ساله (هما) در بهره‌برداری از در ورودی مترو در فرودگاه ازسوی مدیریت و هیات همراه، آیین گشایش چندباره ورزشگاهی کوچک و قدیمی برای استفاده کارکنان، پرده‌برداری از تمبری سفارشی با طرحی تکراری برای بزرگداشت سالگرد راه‌اندازی شرکت و تهیه مستندی چنددقیقه‌ای از اهدای شاخه گل به مسافران یک پرواز به‌عنوان گزارش عملکرد چهل‌ساله اشاره کرد!
استفاده نادرست از ابزار روابط عمومی در ایرلاین‌ها و بکارگیری کارکنان آن در اموری خارج از تخصص اصلی باعث شده این حوزه در عمل از اجرای وظایف واقعی خود باز ماند و برخلاف اصول حرفه‌ای و وظایفش عمل کند. یعنی واحد روابط عمومی در ایرلاین‌های کشور، به جای انعکاس بی‌طرف طرح‌ها، ایده‌ها، پیشنهادها یا انتقادها و بازخوردهای سازنده از بیرون سازمان به مدیریت یا حوزه‌های ذی‌ربط و پیگیری برای دریافت پاسخ‌ها و انتقال آن به مخاطبان، وارد تصمیم‌گیری در این زمینه شده، این نوع موارد را بدون حتی بررسی اجمالی، دخالت در امور داخلی شرکت یا در بهترین حالت، کار اضافی و غیرضروری برای خود یا مجموعه فرض کرده و نسبت به رد آن اقدام می‌کند، این درحالی است که شادروان دکتر حمید نطقی، بنیان‌گذار علم روابط عمومی در ایران معتقد است «روابط عمومی یک شغل اداری نیست، بلکه یک شوق اداری است.»
امروزه در یک تجارت موفق، بکارگیری سازکارهای مدرن، بروزرسانی سامانه‌های مدیریتی شرکت و تطابق آن با ساختارهای جدید، حرف اول را می‌زند. در ساختار سازمانی جدید شرکت‌های تجاری مطرح جهان، مدیریت‌های مستقلی مانند روابط عمومی، بازاریابی، فروش یا تبلیغات وجود ندارند و این حوزه‌ها به‌عنوان ابزاری قدرتمند در اختیار و کنترل مدیریت برند قرار گرفته‌اند و مدیر برند ملزم به تضمین سود ناشی از سرمایه‌گذاری شرکت در حوزه‌های برندینگ، تبلیغات و بازاریابی است.
جایگزینی مدیریت برند با بازاریابی، روابط عمومی و تبلیغات فقط تغییر یک عنوان سازمانی نیست. مدیریت تبلیغات با این روش که جدولی بکشیم که نشان دهد چه چیزی را با چه بودجه‌ای و در کجا نمایش دهیم مدت‌هاست به فراموشی سپرده ‌شده است. تبلیغات همچنان با اهمیت است اما انجام آن بدون همسویی و خط گرفتن از مدیریت برند و تعامل با واحد مالی سازمان برای تحلیل عملی نتایج و بازخوردها، فقط تلف کردن منابع است. علاوه بر این تاکنون هیچ خط هوایی تجاری موفقی، ابزارهای مهم برند خود مانند تعیین استراتژی‌های بلندمدت بازاریابی یا سیاست‌گذاری در شیوه ارائه خدمات پس از فروش را به چارترکنندگان، نمایندگی‌ها، آژانس‌های مسافرتی و دفاتر فروش اینترنتی واگذار نکرده و نمی‌کند و گرفتن تصمیم‌های مقتضی در این حوزه‌ها از اختیارهای مدیر برند است.
مدیر برند، کارکنان را نیز همراه و در برنامه‌های برندینگ سهیم می‌کند و با ایجاد حس وفاداری در مخاطب و حفظ مشتری، باعث تمایز محصول و خدمات شرکت می‌شود و زمینه ارتقای برند را در دنیای پررقابت امروزی فراهم می‌کند.
نتیجه این قبیل تغییر در نگرش‌ها و پیاده‌سازی سامانه‌های نوین مدیریتی نیز حتی با یک مقایسه اجمالی در تفاوت نرخ بهره‌وری و سودآوری شرکت‌ها، پیش و بعد از اعمال تغییرهای این‌چنینی، مشهود است.
اما آیا برندسازی و مدیریت برند، فرآیندی است که ازسوی یک شرکت طراحی گرافیک یا صاحبان تخصص و تجربه در صنعت انتشارات، تبلیغات یا روابط عمومی انجام می‌شود؟ آیا به صرف اجاره چند تابلو تبلیغاتی در اتوبان‌های پرتردد، حضور در چند نمایشگاه تخصصی و نصب چند تابلو تبلیغاتی در فرودگاه و ایستگاه مترو، می‌توانیم ادعای توسعه برند کنیم؟ آیا مدیران تبلیغات، روابط عمومی، بازرگانی، بازاریابی یا فروش شرکت‌ها، مدیران برند خوبی هم هستند؟ اگر اینطور است، پس فهرست بلندی از برندهای بزرگ و کوچک شکست‌خورده ایرانی مانند پارس الکتریک، سیناد، تالیا و… حاصل کار چه کسانی است؟
ایرلاین‌های ایرانی باید به این موضوع مهم توجه کنند که تاکنون میلیون‌ها دلار از ارزش بالقوه برند شرکتی خود را بدون ایجاد ارتباط معنایی با ارزش حقوقی و مالی برند خدمات‌شان، روی میز رها کرده‌اند، درحالی‌که اگر مدیریت برند به‌درستی انجام شود، به‌طور قطع برندینگ شرکتی و خدمات یکپارچه خواهد شد و ارزش ایجاد شده برای برند از درآمد ناشی از آن پیشی خواهد گرفت.

نویسنده: امیرحسین صراف – کارشناس هوانوردی

منبع : صمت


دیدگاه خود را بنویسید


برچسب های خبر: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

آخرین اخبار

پربازدید


آتا


آسمان


اترک


ايرتور

پويا


تابان


زاگرس


سپهران


ساها


قشم


کاسپين


کيش


ماهان


معراج


نفت


هما

رصد آب و هوا و وضعیت پروازها

رصد اطلاعات پرواز توسط مسافرین

ایران ایر تور

آرشیو

آتا

آرشیو

آسمان

آرشیو

اترک

آرشیو

نفت

آرشیو

تابان

آرشیو

زاگرس

آرشیو

ساها، سپهران

آرشیو

قشم

آرشیو

کاسپین

آرشیو

کیش ایر

آرشیو

ماهان

آرشیو

معراج

آرشیو

هما

آرشیو

سایر ایرلاین ها

آرشیو

ایرلاین های خارجی

آرشیو